



در جستجوی آرامش
سایبان آرامش ما،ماییم
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو
بانام:در سایه سار خوشبختی در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ، سپس از طريق فرم نظرات
به ما خبر دهيد تا ما هم شما را لینک کنیم. با تشکر .



چگونه از زندگی لذت ببریم؟
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فرصت زندگی را غنیمت شمارید ، پیش از آنکه مرگ آن را از شما برباید.
- اگر می خواهید عشق میهمان جاودانه قلبتان باشد ، دیگران را بر خود مقدم بدارید ، به خاطر آنان از تمایلات خود بگذرید و بی قید و شرط دوست بدارید. - هستی رابا نگاه عشق بنگرید ، و اینگونه عشقی جاودان را به قلب خود هدیه کنید.
- تا آنجا که می توانید از آروزهای خود کم کنید و به عمل بپردازید.
- اگر انجام کاری ظاهرا باعث شادمانی شما شده و در واقع به ضرر شماست ، آن را با کار دیگری که علاوه بر شادی نفع واقعی در پی دارد جایگزین کنید.
- آرزو پایان نمی یابد. تنها چشم انسان را به روی مواهبی که در اختیار دارد می بندد ، فرصت سپاسگزاری را از او گرفته و زندگی اش را در اندوه نداشته ها تباه می سازد.
- ایمان را با عقل ، علم و حلم همراه سازید تا به تامنیت دست یابید.
- خوشرو باشید. خوش رویی ، سخاوتی ارزشمند و نشانه تعالی انسان است. - زندگی را با عشق مزین کنید تا شکوه آفرینش را دریابید. همه این زیبایی ها متعلق به شماست ، اگر با نگاه عشق بنگرید.
- با دوستان خود مصاحبت کنید. این کار باعث شادی روانتان می شود.
- مطمئن باشید عشق و شوری که در وجودتان است در رسیدن به کامیابی موثر خواهد بود. از زندگی یکنواخت و ملال انگیز بپرهیزید.
- از یک دقیقه آرامش هم لذت ببرید. بگذارید این شصت ثانیه زمانی برای درک شادی باشد.
- از زمان برای احساس شادمانی بهره ببرید. شادمانی را کهپول قادر به فراهم کردن آن نیست از زمانی که در اختیار دارید دریافت کنید.
- طوری بخندید که گویی کودکی چندساله هستید. خنده سبب کاهش فشار خونو تقویت ایمنی بدن می شود.
- شادی و غم ، جرات و ترس ، عشق و نفرت ، همگی بازتاب تفکر ما هستند. ما از طریق افکارمان زندگی را شکل می دهیم ، تصمیم می گیریم ، عمل می کنیم ، به آرزوهایمان می رسیم و از زندگی لذت می بریم.
- جهان اطراف را با نگاه عشق بنگرید. قدر جنبه های مثبت زندگی را بدانید. زیبایی گل ، معصومیت یک کودک ، آرامش طفلی در خواب ، پرواز پرندگان ، سکوت اسرار آمیز آسمان نیلی ، و عظمت یک شب پر ستاره را بنگرید. با مشاهده این زیبایی ها شادمانی را احساس می کنید و از جستجوی شادی در رویاهای دور ودست نیافتنی بی نیاز می شوید.
عشق يا شهوت؟
چگونه می توان عشق حقیقی را تشخیص داد؟
1-ارتباط
وجود صداقت در رابطه جزء ضروریات به شمار می رود، همچنین پیش از آنکه به کسی تعهد بدهید باید سعی کنید که در ابتدا او را به خوبی بشناسید. شما تا چه حد یکدیگر را می شناسید؟ آیا فقط در مورد مسائل جنسی با یکدیگر صحبت می کنید؟
نقاط قوت:
• شما در مورد تمام مسائل زندگی از قبیل مال و ثروت، فرزند، چیزهایی که از آن وحشت دارید و آرزوهایتان با یکدیگر صحبت می کنید.
• شاید با هم بحث کنید، اما در آخر به مصالحه دست پیدا می کنید.
• در مورد احساساتتان با یکدیگر صادق و روراست هستید.
نقاط ضعف :
• شما تنها رنگ مورد علاقه و نام مجله ای را که او می خواند، می دانید و از طرح سوالات عمیق تر پرهیز می کنید زیرا تصور می کنید که او جواب شما را نخواهد داد و یا می ترسید که پاسخ او مطابق میل شما نباشد.
• کمتر اتفاق می افتد که احساساتتان را با یکدیگر در میان بگذارید به همین دلیل پس از گذشت مدت زمان کوتاهی هر دوی شما اظهار نا امیدی کرده و رفته رفته تنفر و رنجش جایگزین مهر و محبت می شود.
• هیچ یک از شما حاضر به بخشیدن دیگری نیست.
2-عشق
یک رابطه سالم و يا ازدواج بدون وجود عشق برای مدت زمان زیادی دوام ندارد.
آیا رابطه شما بر اساس عشق و علاقه بنا نهاده شده است یا اینکه فقط خودتان را به بازی گرفته اید؟
نقاط قوت :
• در زمان بروز هر نوع بحرانی، بدون توجه به نتیجه کار، در کنار هم مي ایستید.
• از خود گذشتگی نشان می دهید تا بتوانيد طرف مقابل خود را شاد کنید.
• صادق و راستگو هستید و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنید.
• از نظر عاطفی، جسمی، روحی و ذهنی با یکدیگر همخوانی دارید.
• جدا از بحث عاشقی، دوست های خوبی نیز برای یکدیگر هستید.
نقاط ضعف :
• در زمان بروز مشکلات هر کس راه خودش را پیش می گیرد.
• شریک شما غیر قابل اطمینان است و نسبت به جنس مخالف خود نظر دارد.
• تا زمانیکه نتوانید حقیقت را پیدا کنید او به شما دروغ می گوید.
• سازگاری عاطفی و جسمی و روحی ناچیزی بین شما دو نفر وجود دارد.
• در شرایط مختلف نسبت به شما وفادار نیست.
3-احترام
رابطه عاطفی بر اساس رفاقت، احترام و پذیرفتن یکدیگر بنا نهاده می شود. زمانیکه احترامی وجود نداشته باشد، شک و بد گمانی جایگزین اعتماد و احترام شده و به مرور زمان تنفر و بیزاری به تارو پود رابطه شما نفوذ پیدا می کنند.
نقاط قوت:
• شما از عیوب شریک خود آگاه هستید و برخی از اشتباهات را قبول می کنید.
• علایق شخصی و هویت اصلی یکدیگر را تشویق و حمایت می کنید.
• برای گوش کردن به نقطه نظرات یکدیگر وقت می گذارید.
نقاط ضعف :
• در مقابل دیگران از هم انتقاد می کنید .
• شریکتان به شما اجازه نمی دهد که بر اساس علایق شخصی تان عمل کنید و همیشه کلیه رفتارهای شما را زیر نظر دارد.
• شما دائما بر روی معیارهایی که از یکدیگر انتظار دارید مشاجره می کنید.
• شما نمی توانید اشتباهات یکدیگر را ببخشید یا/و فراموش کنید.
از نوع ارتباط خود آگاه باشید و برخورد معقولی از خود نشان دهید. اگر نمی توانید آنرا پرورش دهید پس شاید زمان ترک آن فرارسیده باشد. اما اگر احساس می کنید که رابطه شما محکم و پا بر جاست، می توانید با کمک گرفتن از عشق دو طرفه، احترام و ارتباط آنرا مستحکم تر نمایید
لذت یا ذلت
لذت؛ هر وقت این واژه رو می شنویم یه حس خوشایند بهمون دست میده مگه نه ![]()
حالا ذلت؛ واژه ای که هر وقت می شنویم یه حس بد بهمون دست میده . یا یه حس ناراحت کننده یا بد بیاری یا نه کم آوردن جلوی دیگران و ... ![]()
کدومش بهتره ؟!!! خوب معلومه که "لذت " منم موافقم ، در کل ما آدما هر چی که واژه خوش داشته رو دوست داریم. مثل.....؟: مثل خوش تیپ( خوش تیپ هم فقط آبادانی) ، خوش مزه ( آخ که گرسنه ام شد) ، خوشکل ( اینو شما بگین )
خوب حالا این لذت کجاها پیدا میشه؟؟؟
همه جا پیدا میشه فقط باید یه خورده زرنگ باشی تا بتونی بگیریش !!! ![]()
مثل کجاها: پارتی ها ( آخرشه) ، گیم نت( یه خورده) ، اینترنت ( که دیگه نگو ) ، خیابون ( اینم شما بگین) ، مسافرت، مسچد ( شاید ) ، دعوتی ها ( تجدید خاطره )، توی خونه با خانواده ( فکر نکنم) و ... .
چه لذت های وجود داره؟![]()
لذت های مثل: لذت بازی کردن ، لذت دیدبانی ، لذت خوردن ، لذت خوشبختی ، لذت جنسی ، ، لذت شیطونی کردن ، لذت درسخوندن ، لذت پول داشتن ، و خیلی های دیگه....
کدوماش بهتره؟ ![]()
اونایی خوبن که در کمال لذت بردن ضرری برای فرد نداشته باشن و ذلت جای لذت رو بگیره
پس اونایی خوبن، که لذتش طولانی تر باشه و ذلت نتونه لذتو شکست بده
حالا کدومش طولانی تر؟
لذت از نوع خوشبختی . چونکه فقط این گزینه خوش داره ( شوخی کردم ) . بدلیل اینکه وقتی خوشبخت هستیم که همه لذت ها رو داشته باشیم .
بعدش هم لذت درسخوندن . شاید درس خوندن همون موقع لذت نداشته باشه ولی بعدا که تمام شد. لذتش اونجا معلوم میشه و لذت های دیگه هم به دنبال خودش می آره .
سوم لذت پول داشتن
بقیه اش چرا توی رده بندی نیومده ؟
چونکه اونا لذت های هستند که قدرت چندانی ندارند و خیلی زود از ذلت شکست می خورند .
لذت جنسی خوب یا بد ؟ ![]()
![]()
![]()
![]()
لذت جنسی هم یکی از لذت های که خیلی حساسه یعنی اگر به جا باشه خیلی خوبه و عشق رو به دنبال داره و عشق هم خوشبختی میاره
ولی اگه به جا نباشه خیلی خطرناکه و عشق رو از بین می بره و سریع به لشکر ذلت می پیونده
لذت جنسی کجا معنا پیدا می کنه ؟ ![]()
لذت جنسی بین دو معشوق(زن و شوهر) معنا دارد و لذت فراوانی رو نصیب هر دو شون می کنه
چرا زن و شوهر ؟
چونکه با ازدواج که دختر و پسر عشق شون واقعیه . هم تعهدی رسمی و قانونی نسبت به هم دیگر دارند. و هم تعهدی قلبی ، همدیگر رو دوست دارند تا ابد، حاضر نیستند هیچ آسیبی به عشقشون برسه و حتی یک تار از مویش کم شود .
لذت جنسی کجا خوب نسیت؟ ![]()
وقتی یه پسر و دختر با هم طرح دوستی می ریزند. هدفشون اینه که می خواهند از همدیگه لذت ببرند. و چون تعهدی نسبت به هم ندارند . هر کدمشون به دنبال اینن که لذت ببره و به فکر دیگری نیست و وقتی که لذت بردنشون تمام میشه . دیگه نیازی به هم ندارند و از هم جدا میشن . چونکه برای لذت بردن دوباره در پی اینن که با کسی دیگه لذت ببرن دلیلش هم اینه که انسان بی نهایت خواست.
و اینجاست که یکی از معشوق ها بعد از لذت، خیلی زود ذلت رو تجربه می کنه.
با شکست در عشق چه بايد کرد؟
من توی اين نوشتار بر روي عشق زميني و به تعبير ديگر عشق مجازي تاکید می کنم، که مراد از آن محبت شديد (نه محبت معمولي) بين تنها و تنها دو فرد انساني است. عاشق و معشوقه ها ، عشق بین یک زن و مرد باشد.
با فرض اينکه عشق بين دو فرد با تمام آثارش شکل گرفته (که حداقل اثرش آن است که اين محبت شديد، فقط بين دو فرد ساري و جاري است و به قدري شديد است که اين دو و خصوصا عاشق را از توجه به ديگران بازداشته است). ممکن است به دلايلي عاشق و معشوق، در حالي که همچنان به هم علاقه مند و نيازمندند، مجبور شوند که از يکديگر فاصله بگيرند و اين روابط و تجربه ها را قطع نموده و همديگر را فراموش نمايند. و از آنجا که فراموش کردن و پشت سر گذاشتن فضاهاي عميق، شديد و نافذ عشق، به هيچ عنوان کار سهلي نيست و ممکن است به جد در فعاليت هاي عادي افراد اختلال ايجاد کند، از اين رو لازم است که براي برون رفت از اين وضعيت به چاره جويي نشست و به اين سؤال پاسخ داد که در عشق ناکام و شکست خورده چه بايد کرد؟ چگونه بايد از اين فضا فاصله گرفت و به وضعيت عادي زندگي پرداخته و اين توان و فرصت را بيابند که از زندگي لذت ببرند؟
من برای پاسخ به اين مشکل دو نوع پيشنهاد، قابل توصيه دارم :
الف) توصیه ای به غير از عشق:
از آنجا که فضاي عشق، تمام وجود آدمي را اشغال مي کند و به تمام ابعاد شخصيت آدمي معنا و شکل مي دهد، پس از خالي شدن چنين امر فراگير و نافذي، آدمي در قلب و جانش خلاهاي بسيار شديدي احساس مي کند که به نحوي بايد اين محيط خالي را پر کرد. از جمله مشغله هاي پيشنهادي، کارهاي سخت، جسماني، سنگين و نيز ورزشي است (کارهاي يدي، کوهنوردي، دويدن، شنا و...). ممکن است فرد را به سوي امور زيبايي شناختي، لطيف، فرحزا و قلبي فراخواند که مثلا به امور هنري و ادبيات بپردازد (شعر، موسيقي، خطاطي، نقاشي، شرکت در محافل ادبي و...). ممکن است توصیه ای که براي عاشق شکست خورده مي شود، از مقوله هاي جسمي و قلبي نمی باشد، بلکه او را به تلاش عقلاني جدي فرا می خواند (مثلا پژوهشهاي علمي، خصوصا ميداني و تجربي و...).
اينگونه نسخه ها گرچه ممکن است به عنوان دارو تلقي شوند که مي توانند بي قراري هاي شکست در عشق را موقتا آرام نمايند، اما في الواقع اينگونه توصيه ها، نسخه هاي دوانما هستند و حداکثر کارکرد آنها ايجاد نقشي مسکن و آرام بخش به صورت موقتي است و فرد بحران زده ممکن است از اين فضا قانع نشده و مجددا به حالت اول بازگردد.
ب) توصیه هايي بر مبناي عشق:
به نظر مي رسد که پادزهر اصلي عشق، همان عشق است و تنها با عشق مي توان توسن سرکش عشق را مهار نمود. عاشق شکست خورده در اين ميدان را نه مي توان و نه جايز است که از نعمت وجود عشق، بازداشت. نمي توان او را از اين فضا بيرون آورد، چون کسي که تجربه ي لحظه هاي شيرين، عميق و جذاب عشق را داشته، با هيچ تجربه ي ديگري به آن حد و گستره از تجربه هاي هجر و وصل، لذت و غم، آرامش و اضطراب، نمي تواند برسد و درنتيجه، هميشه در عطش و تشنگي مي ماند.
جايز نيست و نبايد گوهر عشق را از کسي گرفت، زيرا براي مهمترين بعد وجودي آدمي، يعني قلب، بهترين و لذت بخش ترين غذاست. از اين رو آنان که در اين موضوع به دنبال پاک کردن صورت مساله اند، بسيار به خطا مي روند. اينجاست که بايد براي جايگزيني فضاي عشق، تنها و تنها به عشق تمسک جست. به عبارت ديگر نبايد عشق را در آدميان جابجا کرد، چون نياز جدي است و جايگزيني مناسبتر، بلکه در حد خود ندارد، بلکه بايد معشوق را جايجا کرد و تغيير داد. اما مصداق معشوقها براي چنين عاشق بحران زده ايي در سه سطح قابل فرض اند:
اول، معشوقه ي فراانساني( الهی):
براي فرار از عشق مجازي، مي توان به دامن عشق حقيقي چنگ زد، عاشق ناکام از آنجا که تمرين پرواز، تلقين حرکتهاي سنگين روحي، تجربه ي تخيلهاي عميق و همه جانبه را دارد، بسيار مستعد است که در سطوح بالاتري نيز پرواز نمايد. از اين رو مي توان به اين گونه عاشقها گفت، وارد فضاي عشق الهي و معنوي شويد، با خدا سودا کنيد، با مسايل و اشخاص معنوي (مثلا معصومين) عشق بازي کنيد و عطش وجودي خودتان را از سرچشمه هاي اصيل و سالم عشق فراانساني سيراب کنيد و با توکل و توسل به آرامش و خوشبختی برسيد. که واقعا عشقی به انتهاست و هیچ وقت تموم نمی شه . یقینا که عشق واقعی همینه. مگه نه؟؟؟
(بد نيست از اين زاويه تجربه هاي معنوي مولانا پس از ازدست دادن شمس تبريزي و استاد محمدحسين شهريار پس از نوميدشدن از معشوقه اش مورد توجه و تامل قرار دهیم).
دوم، معشوقه ي فروانساني:
ممکن است به عاشق خسته گفت که چرا از طبيعت زيبا بهره نمي گيري و با آن مانوس نمي شوي؟ چرا از اين همه پرندگان و حيوانات متنوع و دوست داشتني غفلت مي کني و چرا خودت را پايبند امور و مصاديق غيرانساني نمي کني که پاسخهاي مناسبي نيز از آنان دريافت کني. مثلا چرا به تغذيه و تربيت پرندگان زيبا نمي پردازي؟ چرا با آب و گل خلوت نمي کني و آرامشت را از اين طريق نمي جويي؟ چرا با پروراندن برخي حيوانات که قدرشناس و وفادارند، مشغول نمي شوي؟و...
گرچه اينگونه معشوقه ها نيز جذاب اند و آدميان زيادي را نيز دلبسته ي خود کرده اند
سلام دوستان عزیز من خیلی دوست دارم با دوستانی و هموطنانی که خارج از کشور هستند
و به وبلاگ سر می زنند بیشر آشنا شوم به خصوص کشور آمریکا
پس حتما نظر بدهید تا بیشتر با هم آشنا شویم
ای ندای عشق، تو کجایی ، تو در هر جا ومکانی ، ولی چه پنهانی ، با تو سخنها دارم ای زیباترین معشوق
تو صدای هستی و من صدای حسرت ، تو همچو دریا ومن چه کویرم بگو تا بدانم که تو از چه رفتی ، از
نفس بد من ، از ظلمت روز ، از غوغای شب از ظلم به مظلوم ، می دانم می دانم که سزاوارم سزاوار دوری
تو ،ای عشق پنهان بگو در دوردستها که تو نزدیکترینی چه می بینی..................
تو می بینی اشکهای آن بیمارپرست شبانه را که چگونه به حق پناه برده ،برای اشک او چه دادرسی است؟ تو
میدانی غم پنهانی کنج دل آن مظلوم را ،چه خوب در می یابی حال دل یتیمان بی بابا را......
تو صبور ترین بنده حقی ومن چه عجولم ،گفتم یار شفاعت ،شفا ده آن تن بیمار را،ندانستم که چه رازی است
در آن شب و در آن درد ......
ای شگفت انگیزترین عشق ،سکوت تو دلم را می لرزاند در برابر این همه نا عدلی وای که تو چه صبوری و
من کم حوصله ترینم .
تک وتنها توی جادة تنهایی، بدون هدف می رفتم،نه شبهاش برام قشنگ بود نه روزهاش......تا
اینکه یه شب زده،توی جاده صدام کرد...عشق برام نامفهوم بود یادته؟ اما یه شب یه حسی همه
وجودم رو گرفت ، دلم لرزید احساس سرما کردم تو خندیدی وگفتی این همون حسه عشقه....
حالا از شبهای بدون تو می ترسم ،متنفرم از شبهایی که خالی از حرفهای قشنگ تو باشه حالا
من عادت کردم به اینکه تو صدام کنی و من بگم:« جانم » ، بگی:« دوست دارم » بگم :
«من بیشتر»
تا به کجای این جاده با هم هستیم؟ دو راهی این جاده کجاست؟می ترسم باور کن می ترسم از
دوراهی منطق و عشق ،می ترسم از اون لحظه ای که دستهای منو رها کنی و بری،واسه
همیشه تنها و سر گردون توی این جاده بمونم،می ترسم از لحظة جدایی ،جدایی دستهای من و
تو....
می ترسم از کابوس هر شب « که من چشم به لبهای تو دارم و تو می گی: خدانگهدار......
وفقط همین ........و من تنها ،تنهاتر از همیشه ،با داغ عشق بر دل زمزمه می کنم:
دوستم نداشتی اما من عادت کردم به بودنت.......
بگو که نمی ذاری این کابوس به حقیقت تبدیل بشه، بگو که تنهام نمی ذاری به هر قیمتی که
باشه...من منتظرم ...بگو....
بزودی چگونگی مقابله با شکست در عشق .... من توی عشق شکست خوردم چگونه فکرم را متمرکز کنم. منتظر بمانید
قسمت اول
اين داستان واقعي است
مرتضي شانزده سال داشت و از يك سال قبل به يكي از دخترهاي همسايه كه خانواده محترمي هم داشت دل باخته بود و از وقتي كه از نگاههاي زهره متوجه علاقه او به خودش شده بود تصميم گرفته بود به هر قيمتي شده روزي با او ازدواج كند. گاهي اوقات هم توسط خواهر كوچكتر از خودش، مينو پيغامي هم براي زهره ميفرستاد.
اون روز هم وقتي كارنامه به دست به خونه رسيد با خوشحالي خواهرش مينو را صدا زد و يك بسته كادويي كوچك به او داد
همه چيز خيلي سريع انجام شد و دو هفته بعد مرتضي همراه چند نفر ديگر عازم اصفهان شد.از اونجا كه مرتضي پسري مهربان و عاطفي بود جاي خاليش توي خونه براي بقيه كاملا محسوس بود. به خصوص مادرش كه به او دلبستگي ويژهاي داشت و دايم ابراز دلتنگي ميكرد
مرتضي كه ديگر سايه زهره از زندگيش برچيده شده بود مدتي بعد با دختري به نام مهين آشنا شد.
برگرفته از مجله خانواده سبز
نظرات خوب شماست که ادامه داستان(قسمت دوم) رو سریع تر آماده می کند
احساس خوشبختي،عمر را طولانی می کند
تحقيقات نشان می دهد؛ميان احساسات مثبت و خوشبختي و سلامت جسم و عمر طولاني رابطه اي محكم وجود دارد. دانشمندان دانشگاه كارنيگي ميلون در پيتسبورگ در ايالت پنسيلوانيا آمريكا مي گويند؛ اشخاصی که احساس خوشبختي مي كنند ،كمتر بيمار مي شوند.
آنها افزودند: سالخورده هايي كه به همراه خانواده زندگي مي كنند بيش از افرادي كه روانه خانه سالمندان و مراكز نگهداري از آنها مي شوند، عمر مي كنند.

كلمه سه حرفي كه خوشبختي نمي آورد
نتايج يك بررسي جديد در استراليا نشان ميدهد به راستي پول احساس خوشبختي نمياورد 0
به گزارش خبرگزاري فرانسه و به گزارش واحد مرکزي خبر پژوهشگران استراليايي بامصاحبه و بررسي بيست وسه هزار نفر از ساكنان مناطق مختلف استراليادريافتند ساكنان شهر مرفه سيدني بيشترين احساس بدبختي را در مقايسهبا ساكنان مناطق مختلف اين كشور دارند اين در حالي است كه ساكنان مناطق بسيار فقير استراليا خيلي بيشتر از زندگي خود احساس رضايت دارند0 محققان دانشگاه ديكين استراليا اعلام كردند بررسي بيست و سه هزار نفراز سال دو هزار و يك تاكنون نشان مي دهد براستي نمي توان احساس خوشبختي را با پول خريد0 اين بررسي نشان داد عواملي همچون قيمت مسكن و جمعيت شهرها دراحساس خوشبختي افراد موثر است به طوريكه افرادي كه در مناطق روستايي سكونت دارند به علت كم بودن هزينه هاي زندگي به ويژه تهيه مسكن پول بيشتري براي پسانداز دارند0 نتايج اين بررسي نشان داد از ميان يكصد وپنجاه منطقه مختلف استرالياساكنان منطقه بسيار فقير نشين كوينزلند بيشترين احساس خوشبختي را دارند.
رمـــزهاي خـوشبــــختي
_ عجيب است كه گل با تمام وجود، هستي خود را فرياد ميزند، اما ما با تمام وجود، هستي با شكوه خود را ناديده ميگيريم و از خوشبختي فاصله ميگيريم. ويكتور هوگو ميگويد: نميدانيد اعتماد به نفس تا چه حد باعث اعتماد به هر چيز ديگري ميشود.
_ پروانه روي گل زيبا فرود آمده است و ميزبان، با آغوش باز از او استقبال ميكند، اين دو هميشه همديگر را دوست دارند و به هم هداياي تازه ميدهند. اين عملكرد از رمزهاي خوشبختي است. كارنگي ميگويد: براي جلب علاقه ديگران بايد به آنها اظهار علاقهمندي كرد.
_ شايد پروانه با گل قهر كند... چرا قهر؟! اگر پروانه زيبا به همراه گلي باشد، زيباتر به چشم نميآيد؟ يك مثل چيني ميگويد: مهربانيهاي كوچك را فراموش نكن و خطاهاي كوچك را به ياد نداشته باش.
_ به راستي چرا هميشه ميوهها را ميخوريم، اما از زيبايي آنها بهرهمند نميشويم؟ هميشه براي جسم غذا ميخوريم، اما روح، تشنه انديشه ميماند. يك مثل انگليسي ميگويد: زيبايي در چشمهاي بيننده است.
_ در دنيا هديهاي زيباتر از گل وجود ندارد؛ گل است كه فضاي خالي دوست را پر ميكند و شادي به همراه دارد؛ گلي كه نشاندهنده قشنگترين احساسات است و اين همان هديه است در دستان شما...
ابوسعيد ابوالخير ميسرايد:
سرمايه عمر آدمي يك نفس است
آن يك نفس از براي يكهم نفس است
با هم نفسيگر نفسي بنشيني
مجموع حیات عمر آن یک نفس است
1 -
2 - دومين عاملي كه صفا و صميميت را در محيط خانوادگي فراهم مي آورد خوش زباني است . زن ومرد خانواده بايد از ابراز هر نوع كلمات و الفاظ زننده و كوبنده اجتناب كنند و هرگز نسبت به يكديگر زخم زبان نزنند زيرا هيچ عاملي همانند نيش زدن به صميميت خانواده لطمه وارد نمي كند . رسول خدا در طول زندگي خود در ارتباط با مسائل شخصي و خانوادگي هرگز زبان به انتقاد نگشود و اگر اعتراض و انتقادي مي كرد در انحصار مواردي بود كه به حدود و قوانين الهي تجاوزي به عمل آمده بود و در غيراين صورت با سكوت و ناديده گرفتن گذشت مي كرد
3 -
4 -
5 -
